|
اوج لذت جنسی حالت فرحبخش روانی و جسمانی است که در اثر تحریک جنسی به دست میآید و با انزال، سرخ شدن یا تشنج همراه است. در زنها و مردها هنگام رسیدن به اوج لذت جنسی عوارضی بروز میکند. برای مثال ضربان قلب بیشتر میشود بدن گرم میشود و گهگاه در بدن لرزشهائی بوجود میاید. و بطور معمول شخص احساس سرما میکند( که البته این حالت معمولا در شروع عمل جنسی و معاشقه رخ می دهد).
........ |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 20:22  توسط sepideh
|
بهترین حالات جنسی: 5 اشتباه که اکثر آقایون مرتکب میشوند
یکی از چالش های متعدد آقایون این است که در روابط جنسی خود با همسرشان چه حالتی را انتخاب کنند. بزرگترین ترس آنها این است که خانمشان از آن وضعیت همیشگی خسته شده و درنتیجه میل و علاقه خود را به رابطه جنسی با آنها از دست بدهد. پس سوال این است که بهترین مواضع و جایگاه های جنسی چه مواضعی است؟
.......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 20:21  توسط sepideh
|
سلام
در پی درج نظرات عمومی و خصوصی در پست قبلی مبنی بر آموزش روشهای
شوهر تور زدن و چون رسالت ما رسیدگی به درخواستهای بازدید کنندگان محترم میباشد
مطلب زیر آماده ودر وبلاگ درج گردید امید است بدرد دوستان بخورد
......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 19:10  توسط sepideh
|
در هر کشوری عشق چگونه اتفاق می افتد؟
آمریکا: جیم و فیبی
جیم وقتی شش سالش است عاشق اسپایدرمن شد، وقتی دوازده ساله شد عاشق بت من شد.
وقتی هجده ساله شد عاشق آنجلینا جولی شد، وقتی 24 ساله شد مدتی را با گابریلا دختر
مکزیکی همکلاسی دانشگاهش گذراند، اما نتوانست عاشقش بشود، چون گابریلا از مسابقات
ان بی ای متنفر بود. وقتی سی سالش شد هر روز دنبال پایان نامه اش دانشگاهش بود و به
همین دلیل با فیبی کتابدار دانشکده دوست شد. بعد از پنج سال که با هم زندگی کردند فیبی
ترکش کرد، چون از این زندگی خسته شده بود. جیم تازه احساس می کرد که عاشق فیبی شده
است، شب از دوری فیبی شدیدا افسرده شد و مست کرد و به خانه آمد. وقتی وارد خانه شد،
دید فیبی بازگشته و جلوی خانه خوابش برده است. آنها با هم ازدواج کردند و در حال حاضر
چهار فرزند دارند. 

بقیشو حتما بخونین...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 19:4  توسط sepideh
|
این داستانو حتما بخونین من که خوندم روم خیلی تاثیر گذاش....!ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 18:52  توسط sepideh
|
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را
می شکند!
حتما بخونیدش...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 18:47  توسط sepideh
|


جوانى ادعا مى كرد كه قبلاً هم زندگى كرده است
جوانى ادعا مى كرد كه قبلاً هم زندگى كرده است... و دانشمندان شكاكى كه او را تست مى كردند شكست را با تلخى تمام پذيرفتند. اين موردى بود كه نه قادر به توصيف و توضيح آن بودند و نه مى توانستند آن را تكذيب كنند.
بقیه تو ادامه ی مطلبه.....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 18:57  توسط sepideh
|


برا دیدنشون لطف کنین و به خودتون زحمت بدین و برین ادامه ی مطلب........!



ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 22:14  توسط sepideh
|



آيا تا به حال به طريقي که کفش هايتان را در مي آوريد فکر کرده ايد؟ آيا آنها را از پا در آورده و به گوشه اي پرت مي کنيد؟ آيا به طريقه در آوردن آنها در هر روز توجه مي کنيد؟ تنها با توجه اندکي به کارهاي متفاوتي که انجام مي دهيد (مثل در آوردن کفش ها) مي توانيد چيزهاي بسيار مهمي را در مورد خودتان ياد بگيريد. و در عوض اين کار يک زندگي با شکوه تر و کامل تري را به شما ارزاني مي دارد. تمام اين موارد به اين دليل است که قلب شما گشوده ميگردد، ذهن شما پالايش ميشود، روح شما حاضر ميگردد و به شما مي گويد که به راستي چه کسي هستيد. تمام اين موارد جزء رازهايي هستند که شما مي توانيد راه عاشق شدن را از طريق آن بياموزيد. اگر از تنهايي و يا سر و کله زدن در رابطه هاي فعلي خود خسته شده ايد وقت آن رسيده است که خود حقيقي تان را بهتر بشناسيد. بايد بدانيد که انتظارات شما در يک رابطه چيست و چگونه مي توانيد با آزاد کردن ذهن خود عشق حقيقيتان را پيدا کنيد. مي توانيد از همين جا شروع کنيد. يکي از 6 حرکت زير را از "هنر عاشق شدن" انتخاب کنيد.
بقیه شو تو ادامش بخونین..........!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 21:53  توسط sepideh
|
انتظار
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...
ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...
کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...
میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود
میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...
انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !
تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!
تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛
هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !
براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد
و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد
تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!
متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم
از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم
The End

+ نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 19:42  توسط sepideh
|
بهای عشق و خیانت

هـیرتا فـرزند سـورنا مدتها بودکه درکاخ بزرگ ییلاقی پدرش زندگی میکرد. چند سـالی بود که زن اولش مرده بود و چون از او فـرزندی نداشـت در سـال اخیر با دخـتر جوان 21 سـاله که اتفاقاً دریک دهـکده با او آشـنا شـده بود عـروسی کرد. هـیرتا هـنگامیکه از شـکار بر می گشـت نزدیک دهـکده به ماندانا برخورد. ماندانا کوزهء آب بزرکی بردوش گرفـته و از چشـمه بخانه آب می برد، از وی آب خواسـت نامش را پرسـید و همان شـب اورا از پدر پیرش خواسـتگاری کرده و روز بعـد ماندانا را به قـصر خود آورد.
ماندانا دخـتر زیبا و بلند قـد و خوش اندام بود و با چشـم های دشـت و سـیاه، گیسـوان بلند، صدای دلکش و آرزوها بزرگ در قصر بزرگ هـیرتا وارد شـد. هـیرتا بیشـتر اوقات خودرا به سـرکشی املاک دور دسـت خود و شـکار می گذزانید و کمتر به دلخوشی ماندانای جوان و زیبا می پرداخـت. روزها و هـفـته های اول به ماندانا بد نگذشـت. ولی پس از چندی زندگی برای ماندانا دوزخی شـد و کاخ بزرگ و با شـکوه هـیرتا برای او زندانی شـد بود، هـیرتا جوان نبود و بیش از دو برابر سـن ماندانا داشـت.
زندگی یک دخـتر جوان پر عـشق با یک مردیکه با او اختلاف سـنی زیادی دارد چه میتواند باشــد؟ ماندانا به نوازش و سـرود های دیوانه جوانی احتیاج داشـت و هـیرتا با کار های زیادی که داشـت نمی توانسـت نیازمندیهای روح پرشـور اورا برآورد.
باین جهت ماندانا رنج می برد و کم کم زرد و افـسـرده مثل گل سـرخ درشـت و پر آبی که نا گهان در برابر خورشـید سـوزانی قـرار میگیرد، پژمرده میگشـت. هـیرتا که زن جوانش را بخوبی می پایید، فـهمید که اگر برای نجات او نیندیشـد ماندانا را از دسـت خواهـد داد. با او دلبسـتگی زیادی داشـت و زنش را مانند بهـترین چهره ها و گرانبها ترین جـواهـر هـا دوسـت میـداشــت . یکــروز ظهــر کـه میخواسـتند نهار بخورند ماندانا مثل هفته اخیر میل نیافـت که چیزی بخورد، گیلاس شـرابش را برداشـت لبش را تر کرد و سـپس بی آنکه اندکی ازآن بنوشـد آنرا برجای گذاشـت، بانگاه غبار آلود و ترحم آوری یک آن به هـیرتا نگریسـت و بعـد سـرش را پائین انداخـت؛ هـیرتا با صدای گرفـته گفـت......

براي خواندن بقيه اين داستان زيبا به بخش ادامه مطلب مراجعه كنيد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 19:7  توسط sepideh
|
فرق عشق با ادواج
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد
داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني...
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.
استاد پرسيد: چه آوردي ؟
با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به
اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم.
استاد گفت: عشق يعني همين...!
شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست ؟ ...
استاد گفت. ....
برای خواندن ادامه این داستان زیبا به بخش ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 18:38  توسط sepideh
|


ادامشو تو ادامه ی مطلب ببینین لطفا.........!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 18:28  توسط sepideh
|
* عشق و ثروت و موفقیت *

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
لطفا برای خواندن بقيه متن به روی ادامه مطلب كليك كنيد......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 17:43  توسط sepideh
|
+ نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 2:22  توسط sepideh
|
+ نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 20:25  توسط sepideh
|
شايد شما هم جزو افرادى هستيد كه در دوران تحصيل درس هندسه برايتان
هيچ جذابيتى نداشته و احتمالاً از شنيدن نام آن بيزاريد ولى چند لحظه اين موضوع را
فراموش كنيد. بعد ساده ترين اشكال هندسى را به خاطر بياوريد؛
مربع، مستطيل، مثلث، دايره و منحنى
سپس خيلى سريع و بدون اينكه زياد به مغزتان فشار بياوريد شكلى را انتخاب كنيد كه
بيشتر از همه مى پسنديد. در حقيقت يك تست روانشناسى پيش روى شما قرار دارد
كه با توجه به انتخابتان بسرعت نشان مى دهد شما در زندگى چه جور
آدمى هستيد و در چه مشاغلی احتمال موفقیتتان بیشتر است!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 17:57  توسط sepideh
|
+ نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 17:45  توسط sepideh
|
طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ . . . بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا ميشه

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 17:29  توسط sepideh
|
وقتی معلم چیزی رو توضیح میدهد بگویید "خب بسه دیگه"
نگذارید معلم حرفش را تمام کند مدام توی حرفش بپرین.
با معلم کمکی حرف نزنید چون یک غریبه هست.
ناخنهایتان را روی تخته سیاه بکشید.
تا کاری را انجام دادید داد بزنید" تمام"
زیپ کیف یا ژاکت خود را با ریتم های اهنگی که دوست دارید بازوبسته کنید.
هیچوقت در لغتنامه دنبال معانی لغات نباشید همیشه از معلمتان بپرسید.
زنگ شیمی کتاب ریاضی تان را در بیاورید.
ده دقیقه مانده به اخرکلاس کتاب و دفترهایتان را جمع کنید.
همین که زنگ خورد منتظر اجازه ی معلم نباشید بسرعت بدوید بیرون.
هیچوقت برای امتحانات درس نخوانید.
الکی بلند بلند بخندید.
بند انگشت هایتان را تلق و تولوق بشکنید.
به محض اینکه معلم دستوات لازم را برای نوشتن تکالیف داد بپرسین "چی؟"
توی صندلیتان لم بدهید و پاهایتان را روی میز بگذارید .امتیاز اضافی برای در اوردن کفشها.امتیاز بیشتر اگر جوراب هایتان را هم نشسته باشید.
وقتی قرار است همه ساکت مطالعه کنند بلند بلند بخوانید.
اسمتان را روی تکالیفتان ننویسید.
وقتی معلم صدایتان میکند بگویید" چه عجب"حتی اگر اولین ادمی باشید که صدایتان کرده.
سرکلاس ادامس بجویید .امتیاز بیشتر برای ملچ و ملوچ کردن.
وقتی معلم می گوید"لطفا گوش بده" بپرسید"چقدر بدم؟"
هر وقت جواب سوالی را درست دادید فریاد بزنید"اینه!"
+ نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 17:24  توسط sepideh
|
دوست دارید بدانید که چطور احساسات گرم و سوزان معشوقه تان را ارضاء می کنید؟ فال این هفته در مورد سبک بوسیدن متولدین ماه های مختلف است. امیدواریم با خواندن این فال بتوانید با شخصیت معشوقتان بیشتر آشنا شوید و ببینید که لبهایتان چه سرنوشت عشقی برای شما رقم می زند
!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 17:22  توسط sepideh
|
لینک دانلود اهنگ برگرد از رضایا و طوفان در ادامه ی مطلب....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 8 آذر1387ساعت 12:52  توسط sepideh
|
برای دیدن و خوندن عاشقونه به ادامه ی مطلب برین...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 4 آذر1387ساعت 17:34  توسط sepideh
|
چندتا مطلب در مورد پسرا گذاشتم لطفا فقط دخترا رو ادامه ی مطلب کلیک کنن...
پسرا توجه کنن:
من واسه حال کردن این وبلاگ رو زدم.پس کسی فحش نده و بی جنبه بازی در نیاره چون با این کار بی فرهنگیشو ثابت میکنه.هر کسی هم دوست نداره نیاد!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 10:40  توسط sepideh
|
برای خواندن به ادامی مطلب مراجعه کنید...خیلی باحاله از دست ندین............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 10:36  توسط sepideh
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 10:18  توسط sepideh
|